صائن الدين على بن تركه
75
عقل و عشق يا مناظرات خمس ( فارسى )
جوروا و صدّوا و اهجروا مضناكم * و تباعدوا ما شئتم و تجنّبوا فالجور عدل منكم « 1 » و صدودكم * وصل و بعدكم لدىّ تقرّب « 2 » * * عاشق و سوز جگر وز ذوق عالم بىخبر * مرغ آتشخواره كى لذّت شناسد دانه را چون خيال ، مقال وهم را بدين منوال شنيد ، باز در معرض « 3 » آمد و گفت : مجلسى را كه از هواى صفاى اوست كه آب حيوان در خاك [ 474 ب ] ظلمات افتاده و از رشك لطافت او « 4 » كه گل در آتش حسرت ، عمر گرامى به باد داده مكدّر نتوان ساخت « 5 » . اى همنشين مجلس جم سينه پاك دار * كآيينهايست جام جهانبين كه آه ازو طريق آن است كه اين مسلك سآمت انجام مناظره را سپرى كرده طىّ مسافت كنيم . بيا و بگو بعد از تسليم مقدّمات كه اين گونه فضائل و كمالات كه گوهر تاج افتخار ساختهاى « 6 » و بدان وسيله بر سرورانى كه تا غايت در پايهء خدمت به پاى ادب ، استادگى مىنمودى « 7 » اظهار سرافرازى مىكنى ، نتيجهء كدام قياس شد « 8 » از اقيسهء اسباب موصله و امور معدّه ؟ چه درين مزرعهء حوادث زار و اين چمن « 9 » وقايع بار ، بىآبيارى اسباب صورى هيچ ثمره بر شجرهء ظهور نمىرويد « 10 » . أ لم تر أنّ اللّه قال لمريم « 11 » * و هزّي إليك النّخل تساقط الرّطب و لو شاء أن تجنيه من غير هزّها * جنته و لكن كلّ شىء له سبب « 12 » * * دهقان سالخورده چه خوش گفت با پسر * كاى نور چشم من بجز از كشته ندروى بر پيشبينان شاهراه هدايت و نقشخوانان الواح اهليّت پوشيده نماند كه بر مقتضاى فرمودهء « الفاتحة أمّ الكتاب » از مبدأ ظهور دوحهء استعداد هر آفريده ، استدلال
--> ( 1 ) . G : عنكم ( 2 ) . F و J : + بيت ( 3 ) . F : + مباحثه ( 4 ) . F : اوست ( 5 ) . F و J : + بيت ؛ G : + فرد ( 6 ) . B و E : ساخته ( 7 ) . چنين است در اصل ؛ C : مىنمودندى ( 8 ) . B : باشد ( 9 ) . در اصل : انجمن ؛ مطابق نسخه بدلها تصحيح شد . ( 10 ) . F : + بيت ؛ G و J : + شعر ( 11 ) . در اصل لمريم ( 12 ) . F و J : + بيت ؛ G : + فرد